
بعضی آدمها جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.تنهایی..تنهایی..تنهایی.. همین وبس..خودنویس های بی کسی امبعضی آدمها ...
ادامه مطلب
گاهی وقتها بعضی آدمها طوری وارد زندگیت میشن که نمیفهمی چی شد... رفتارشون حرفاشون نگاهشون.... تورو از بین میبره و خود واقعیتو نشون میده... بهت جرات میدنجسارت میدناعتماد به نفس میدن.. اما... نمیذارن جو گیر شی... رام میشی با یه نه گفتنشون... و... و.... و.... اگر یه روزی یه همچین ادمی اومد تو زندگیتون نگهش دارید با چنگ و دندون.... چون از هر هزار نفر شاید یکی اینجوری باشه...رقیه نوشت +نو...
ادامه مطلب
گاهی وقتها بعضی آدمها طوری وارد زندگیت میشن که نمیفهمی چی شد... رفتارشون حرفاشون نگاهشون.... تورو از بین میبره و خود واقعیتو نشون میده... بهت جرات میدنجسارت میدناعتماد به نفس میدن.. اما... نمیذارن جو گیر شی... رام میشی با یه نه گفتنشون... و... و.... و.... اگر یه روزی یه همچین ادمی اومد تو زندگیتون نگهش دارید با چنگ و دندون.... چون از هر هزار نفر شاید یکی اینجوری باشه...رقیه نوشت...
ادامه مطلب
آرامشریز بشکن میزد و با دست دیگرش به مسخره می رقصید،آب را بست، حوله را دورش پیچید، آب موهایش راگرفت و بیرون آمد، کمدش را باز کرد پیرهن دکلته ی سیاه نو اش را روی تخت پرت کرد و کفش های سیاه پاشنه نوک تیز را از زیر تخت بیرون کشید، موهایش را در یک طرف جمع کرد و با وسواس خاصی بافت وتل نقره ای رنگ را روی مو هایش گذاشت. دراینه نگاهی به خود انداخت،لبخند ملیحی روی صورتش نقش بست.محلول را در یک فنجان قهوه ترک حل کرد و کیک کاکایویی را از فر بیرون اورد کمی محلول رویش ریخت و تکه تکه با قهوه اش خورددوست و صورتش راشستمسواک زد و با آرامش روی تخت دراز کشیدهمانطور که گفته بو...
ادامه مطلب