
ادبیات خواندن و نویسنده بودن نوشتن داستان های عاشقانه ی عامیانه نیست. نویسنده بودن هدف میخواهد دنیای متفاوت میخواهد یعنی باید واقعیت باشی و واقعیت ببینی نه به رویاها فکر کنی نه به... نویسنده که باشی تویی و خودت هیچکس تو را نمیفهمد هیچ کس نمیداند تو فرق داری رفتارشان فرق نمیکند حرف که میزنی مسخره ات میکنند کتاب که میخوانی میگویند چرندیات است از نوشته هایت سر در نمی اورندو تو محکوم میشوی...
ادامه مطلب
ادبیات خواندن و نویسنده بودن نوشتن داستان های عاشقانه ی عامیانه نیست. نویسنده بودن هدف میخواهد دنیای متفاوت میخواهد یعنی باید واقعیت باشی و واقعیت ببینی نه به رویاها فکر کنی نه به... نویسنده که باشی تویی و خودت هیچکس تو را نمیفهمد هیچ کس نمیداند تو فرق داری رفتارشان فرق نمیکند حرف که میزنی مسخره ات میکنند کتاب که میخوانی میگویند چرندیات است از نوشته هایت سر در نمی اورندو تو محکوم میشوی به تنهایی و باید خودت بمانی و خودت... رقیه نوشت... درد ودل نوشت......
ادامه مطلب
بی مقدمه وقتی نتایج بهرام صادقی اومد و خانوم مرعشی یکی از برنده هاش بودن وقتی داستانشونو خوندم برام جالب نبود و زیاد خوشم نیومد. تا قبل از اون من عاشق عنوان کتاب.. پاییز فصل آخر سال است.. شده بودم اما بعدش از لجم سمتش نرفتم و وقتی برنده جایزه جلال شد بیشتر لج کردم و این کتاب رو نخوندم. اما یه عزیزی گفت و من خوندم خوندمو باهاش دیونه شدم خوندمو باهاش زندگی کردم. بانو مرعشی عزیز شما عالی هستین ببخشید منو که انقدر با کتابتون لج کردم و نادیده اش گرفتم.....
ادامه مطلب