
روح مندر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.تنهایی..تنهایی..تنهایی.. همین وبس..خودنویس های بی کسی امروح من...
ادامه مطلب
یه فریاد بلند خفه شده تو گلوم.... من دردی تو زندگیم ندارم... خوشبختم... ادما همیشه درداشون ظاهری نیست. تو زندگی مشترکم مشکلی ندارم خوبه حالم با مردی که کنارمه ... مشکل من روح منه مشکل من درونه منه ذهنه منه... من با مریضی و دعوا و خیلی دردای مادی ناراحت نمیشم من مادیت قوی دارم... اما روحمه که ضعیفه پس وقتی که حالم خوب نیست نگردید دنبال یه مشکل مادی تو زندگیم فکر اشتباه راجع به زندگیم نکنید... روحم مریضه......
ادامه مطلب
Roqaye Basirati:خداروشکر که من یک خانم جان دارم.. صدای جیغ خانم جان کوچه را پر کرده بود، در حیاط باز بود توی خانه دویدم آقا جان سرش را انداخته بود......
ادامه مطلب
گاهی همه دنیام بسیج شن حالت خوب نمیشه مگر اون اتفاقی که میخوای بیفته.. اگرم نیفته دوره داره واسه نقاهت که شاید بتونی خودتو راضی کنی به حال خوب....
ادامه مطلب
درست دوسال پیش کتاب بیگانه را تمام کردم، آن روز ها عاشقش بودم اقای کامو را تشویق میکردم و حتی گاهی با او عصر ها یک فنجان چای مینوشیدم و راجع به نهیلیسم حرف میزدم، گپ زدن ها معرکه بود، گاهی حس میکردم من اقای کامو هستم و بیگانه را من نوشتم، اما درست همین امروز وقتی کتابخانه ام را نگاه میکردم تا شاید کتاب ناخوانده ای پیدا کنم دستم بیگانه را قاپید و همانجا سرپا از نو شروع به خواندن کردم. کم کم حالم داشت از مورسو به هم میخورد دوست داشتم توی دادگاهش حضور پیدا میکردم و یا اصلا خودم گیوتین را روی گردنش رها میکردم، کتاب را بعد از سه ساعت سرپا ایستادن بستم ، توی...
ادامه مطلب
گاهی شبیه خودت میشویهمان که از بچگی دنبالش دویدی و خواستی او باشی و نشدی.به یکباره جلوی اینه که می ایستی پیدایش میکنی، هول میشوی، نمیدانی چه کنی که بماند، بماند برای همیشه، حرف که میزنی همان صدایی است که دوست داشتی از حنجره ات خارج شود تصویرت را با دوربین و صدایت را ضبظ ذخیره میکنی، اخلاقت نگاه کردند همه انطور شده که میخواستی اما نمیتوانی ذخیره اش کنی هر چه تلاش کنی نمیشود، تا انجا که میتوانی از اخلاقت استفاده میکنی و بعد که تمام شد چهره ات صدایت اخلاقی که دنبالشان بودی، گاهی دلت هوایشان را میکند به سراغ ارشیوی میروی که ذخیره کرده بودیشان، دنبال اصل...
ادامه مطلب