زندگی یعنی این
-
تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 21:16
گاهی نه، همیشه، xa0هر روز باید صبح وقتی بیدار میشی بگی من امروز بهترینارو میسازم با یه ورزش کوچولو و یه دوش دو دیقه ای خودتو پرت کنی تو هیاهوی زندگی شروع کنی به دوییدن و جلو رفتن تا تاریکی شب بدویی و بگیری اون بهترین و بعد بخوابی... زندگی یعنی این، یعنی دوییدن واسه رسیدن اما باید قبلش با فکرت و فعال...
اگر
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 0:33
لطفا مرا قضاوت نکنید... اگر نوشته هایم درک نمیکنید تمسخر نکنید. اگر باب میلتان نیستم رابطه برقرار نکنید. اگر شادی میخواهید سراغ من نیایید. اگر هم صحبت میخواهید با من حرف نزنید. اگر کارتان گیر کرده دنبال من نگردید. اگر میخواهید به خرید بروید من را با خود نبرید. اگر کتاب میخوانید دوستتان میشوم. اگر مع...
جبر
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 0:33
گاهی مجبوری از یه سری ادم ها و یه سری چیزها بگذری تا خیال اطرافیانت راحت شه و درارامش باشن.. اما این خودتی که تا اخر عمر باید عذاب نداشتن اون هایی که ازشون گذشتی رو بکشی.. رقیه نوشت
رقیه نویس2
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 0:33
Roqaye Basirati:رقیه غرق شده تو دنیایی که واسه خودش ساخته و برای بقیه ناملموسهاما برام لذت بخشه دوست دارم این دنیارو زیادی خوبه زیادی همون چیزیه ک میخواستم دوستدارم تک بعدی باشم تو تخصصم اونقدر بخونم و بدونم که سیر شم، نیاز دارم که یه حرفی و بزنم و این حرف نیاز داره غرق شم تو خوندن، غرق شم تو دونستن...
خداروشکر من یک خانم جان دارم..
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 0:33
Roqaye Basirati:خداروشکر که من یک خانم جان دارم.. صدای جیغ خانم جان کوچه را پر کرده بود، در حیاط باز بود توی خانه دویدم آقا جان سرش را انداخته بود...xa0
بعضی آدمها
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 7:01
گاهی وقتها بعضی آدمها طوری وارد زندگیت میشن که نمیفهمی چی شد... رفتارشون حرفاشون نگاهشون.... تورو از بین میبره و خود واقعیتو نشون میده... بهت جرات میدنجسارت میدناعتماد به نفس میدن.. اما... نمیذارن جو گیر شی... رام میشی با یه نه گفتنشون... و... و.... و.... اگر یه روزی یه همچین ادمی اومد تو زندگیتون ن...
نویسنده بودن
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 12:54
ادبیات خواندن و نویسنده بودن نوشتن داستان های عاشقانه ی عامیانه نیست. نویسنده بودن هدف میخواهد دنیای متفاوت میخواهد یعنی باید واقعیت باشی و واقعیت ببینی نه به رویاها فکر کنی نه به... نویسنده که باشی تویی و خودت هیچکس تو را نمیفهمد هیچ کس نمیداند تو فرق داری رفتارشان فرق نمیکند حرف که میزنی مسخره ات ...
حال خوب...
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 23:23
گاهی همه دنیام بسیج شن حالت خوب نمیشه مگر اون اتفاقی که میخوای بیفته.. اگرم نیفته دوره داره واسه نقاهت که شاید بتونی خودتو راضی کنی به حال خوب.
غیبت
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:26
این روزا غیبتام زیاده چون مشغله هام زیاده و دنیای مجازی برام بی ارزش شدهxa0مشغول کلاس فیلمنامه نویسی و....xa0پایدار باشید
من به اقای کامو مشکوکم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:25
درست دوسال پیش کتاب بیگانه را تمام کردم، آن روز ها عاشقش بودم اقای کامو را تشویق میکردم و حتی گاهی با او عصر ها یک فنجان چای مینوشیدم و راجع به نهیلیسم حرف میزدم، گپ زدن ها معرکه بود، گاهی حس میکردم من اقای کامو هستم و بیگانه را من نوشتم، اما درست همین امروز وقتی کتابخانه ام را نگاه میکردم تا شاید ک...
ارامش
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:25
آرامشریز بشکن میزد و با دست دیگرش به مسخره می رقصید،آب را بست، حوله را دورش پیچید، آب موهایش راگرفت و بیرون آمد، کمدش را باز کرد پیرهن دکلته ی سیاه نو اش را روی تخت پرت کرد و کفش های سیاه پاشنه نوک تیز را از زیر تخت بیرون کشید، موهایش را در یک طرف جمع کرد و با وسواس خاصی بافت وتل نقره ای رنگ را روی ...
اپ کردن وبلاگ تنهایی پس از شش ماه
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:25
میگن زن خدای احساسه. میگن زن روحش لطیفه. میگن زن حساسه. میگن زن اگه گریه نکنه دق میکنه. میگن زن الهه ی پاکیه. میگن زن ارامش بخشه. میگن زن چراغ زندگیه. میگن زن باید پشت مردش باشه. میگن زن میتونه با زبونش کوه جا ب جا کنه. میگن زن... کاش فقط نمیگفتن. کاش بهش انرژی میدادن چراغش روشن بمونهکاش پشتش بودن ک...
من..
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:25
گاهی شبیه خودت میشویهمان که از بچگی دنبالش دویدی و خواستی او باشی و نشدی.به یکباره جلوی اینه که می ایستی پیدایش میکنی، هول میشوی، نمیدانی چه کنی که بماند، بماند برای همیشه، حرف که میزنی همان صدایی است که دوست داشتی از حنجره ات خارج شود تصویرت را با دوربین و صدایت را ضبظ ذخیره میکنی، اخلاقت نگاه کردن...
نسیم مرعشی
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:24
بی مقدمه وقتی نتایج بهرام صادقی اومد و خانوم مرعشی یکی از برنده هاش بودن وقتی داستانشونو خوندم برام جالب نبود و زیاد خوشم نیومد.xa0 تا قبل از اون من عاشق عنوان کتاب.. پاییز فصل آخر سال است.. xa0شده بودم اما بعدش از لجم سمتش نرفتم و وقتی برنده جایزه جلال شد بیشتر لج کردم و این کتاب رو نخوندم.xa0 اما ...